تبليغاتX
مهـ ــرزادیـ ــوونه

به نام خود تکناش

مهـ ــرزاديـ ــوونه

<-BlogDescription->

 

سلام

هیچ وقت امتحانامو ب این بدی نداده بودم.

دلیلشم میدونم : چون خیلی آدم تحت تاثیری هستم!

اتفاقا خیلی خوبه ک سیب زمینی نیستم!

 

هفت تیر تولدم بود. دوستای زیادی بهم تبریک گفتن.

فهمیدم اونقدراهم توو باقالیا نیستم!

 

نوزده تیر اتفاق عجیبی افتاد و من زنده موندم.

بابا گفت : خدا تورو دوباره ب ما داد.

 

سعی می کنم بیشتر و بیشتر بیام اینجا.

ممنون از همه

 

+   یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 9:27 قبل از ظهر    | 

 

جشن نوروز : ۱ فروردین تا ۶ فروردین

ایرانیان بر این باور بودند ک در این روز خداوند آفرینش جهان را ب پایان رساند. آنان «جمشید» پادشاه باستانی قوم آریایی را پایه گذار نوروز و دیگر آیین های نیکو دانسته اند.

در ۶ روز برگزاری جشن نوروز، آیین های ویژه ای برگزار می شد ک بسیاری از آن ها هنوز برجای مانده است. ایرانیان برای این جشن خانه های خود را پاکیزه می کردند. مکان برپایی جشن را می آراستند. بر روی میزی کوزه ای آب، گلدانی از گل و آتشی افروخته می گذاشتند. در شب پایانی سال، چراغ خانه ی درگذشتگان خود را روشن می کردند. چون بر این باور بودند ک روان درگذشتگان ب خانه ی خود بازمی  گردند و از روشنی چراغ شادمان می شوند. همچنین در سپیده دم نوروز، بدن خود را با آب شستشو و پاکیزه می کردند.

از دیگر آیین های نوروز، پوشیدن جامه ی نو، آراستن سفره هفت سین و کاشتن سبزی در ۷ گونه دانه بود و هر کدام از آن ها ک بهتر می رویید، نشانه ی رونق کشت آن نوع دانه در آن سال بود. این آیین نشانگر ارزش کشت و کار در میان ایرانیان باستان است.

جشن نوروز خجسته

 

+   جمعه دوم فروردین 1387ساعت 7:17 بعد از ظهر    | 

 

تازشم

فقط ۱ سال دیگه مونده

 

+   یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 5:49 بعد از ظهر    | 

 

ولنتاین یا سپندارمذگان ؟

سپندارمذگان همه مبارک

+   چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 8:31 بعد از ظهر    | 

 

زندگی

کلاف پیچ در پیچه

 

اولش پیچ

آخرش هیچ...

 

+   پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 9:45 بعد از ظهر    | 

 

همه ی روزا روز منه

ولی امروز روز تو

 

عمو!

تامی کیک تولد می خواد

 

+   شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 1:29 بعد از ظهر    | 

 

دو سه روزه ک آسمون سوراخ شده و از توش آب می ریزه زمین

هوا ی کم سرد شده

ولی لوسکم قول داده ک مواظبت خودش باشه

حتما اونجا سردتره

واسش لباس گرم گذاشتم

قول داده خودشو بپوشونه

البته اگه بازیگوشی بذاره

 

سلام یاهو

+   جمعه دوم آذر 1386ساعت 1:54 قبل از ظهر    | 

 

بهترین جای جهان ؟

 

+   پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 3:41 بعد از ظهر    | 

 

داشتم فکر می کردم اگه یه تفنگ داشتم خودمو می کشتم یا تو رو ؟

ک دیدم ی چاقو دستمه

حالا باید خودمو بکشم یا تو رو ؟

بهتر نیست باهاش خربزه ببریم بزنیم ب بدن ؟

آره این فکر بهتریه

حالا با همین دستایه چسبونکیم همه جاتو چسبونکی می کنم

   

خـــــــــــــــــــــــــــــــــر؟   بزه

حـــــــــــــــــــــــــــــــــر؟   مگس

خـــــــــــــــــــــــــــــــــر؟   چنگ

شتــــــــــــــــــــــــــــــر؟   مرغ

 

+   شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 7:21 بعد از ظهر    | 

 

خدایا ممنونم ک امسال هم مثل پارسال تونستم تو مهمونیت شرکت کنم

 

و بیشتر ممنونم ک عید فطر افتاد شنبه

ی روز تعطیلی هم ی روزه

اونم چی ؟!؟! شنبه !!

 

عید مبارک

 

+   جمعه بیستم مهر 1386ساعت 3:0 بعد از ظهر    |