به نام خود تکناش !
و امــا من ...
من فایـــزه جلیـــلی ، متولد هفت تـــیر 65 ساکن تهران و اصالتا آذری و یه کم دیـــوونه . یه کم که چه عرض کنم ، یه کم بیشتر از یه کم !
منو با اسم های مختلفی صدا می کنن . اولیش فاز3 بود . ترتیب بقیه یادم نیست ولی عناوین بدین قرار بودند :
فاز3 . فافا . فازی . فیوز . فـ ــاز . فایاس . خاله . مهـ ــرزاد . خاله مهـ ــرزادی و...
چی شد که وبلاگ زدم ؟
راستش من 18 دی 82 وبلاگ قبلیم رو تعطیل کردم . یعنی هنوزم هست . حالا شاید بازم اونجا نوشتم . نمی دونم چرا دیگه ادامش ندادم . حالا می بینم که اشتباه کرده بودم . نه اینکه پشیمون بشم . نه...
فقط وبلاگ مثل یه جایی می مونه که می تونی توش خلوت کنی . بعد از اون هر کدوم از دوستام که خواستن تعطیل کنن ، من بهشون می گفتم که تعطیل نکنن . اگه یه مدت حوصله ندارید ننویسید ولی هیچ وقت ترکش نکنید . اگه شده حتی سالی یه بار به روزش کنید ولی تمومش نکنید .
حالا هم بعد از دو سال ، بعد از اینکه خوب دیـ ــوونه شدم اومدم تا دوباره بنویسم .
تو این دو سال خیلی چیزها شنیدم و دیدم و تجربه کردم که به نظرم کلی عاقل شدم . یا بهتره بگم دیـ ــوونه !
تجربه های بدی نبود ولی از این خوشحالم در قبال چیزهایی که از دست دادم چیزهای بهتری به دست آوردم . البته شاید به نظر خودم بهتر باشه . آخه یه خاصیتی که دارم اینه که از موقعیتی که دارم انتقاد نمی کنم و یه جورایی باهاش کنار میام . و آرزو نمی کنم که کاش الآن 2 سال گذشته بود . ولی اگه بود...
وبلاگ نوشتن هم یه تجربه است ؛ همین طور وبلاگ ننوشتن ! و من جفتشو دارم و فکر کنم نوشتنش بهتر از ننوشتنه شه !
این شد که باز هم تصمیم گرفتم بنویسم و تصمیمی گرفتم از نوع کبـــری...
خیلی بده ها
ماهی ها هر وقت گریه می کنند هیچ کس نمی فهمه
ولی من می گم :
نه !
خوش به حالت ماهی کوچولو
هر وقت گریه می کنی هیچ کس نمی فهمه ...
تولدت مبارک مهــرزادیــوونه

*مامان مینو : فایزه ی عزیز تولدت مبارک . امیدوارم همواره سلامت و شاداب باشی و لبانت خندان و خندان و خندان . چون من خیلی خنده ات را دوست دارم
و همیشه صدای سیس سیس از خودت در بیاوری