مهـ ــرزادیـ ــوونه با شما می مکاتبه :
سلــام
این منم . تنهاترین دیــوانه بین زمین و هوا . چه کنیم که دست سرنوشت ما را به اینجا آورد .
اینجانب پس از آنکه شاخ آن غول بی شاخ و دم که کنکورش خوانند را شکاندیم ، و با آن رتبه ی درخشان که اندر کفش ماندیم ولی با این حال بسی شکر گذار حق بودیم و هستیم ، هم چنان معترض به این رشته ی قبولی هستیم و دعاگوییم .
اعتراض ما از آن ناشی می شود که چرا شهرستان ؟ رشته را بسی دوست داریم و لاومان بر آن می ترکد ولی شهرستان بودن آن بسی حالمان را گرفته .
این بود که بر آن سازمان محترم که سنجشش نامند اعتراضی بلندبالا ارسالیدیم تا ببینیم چه می شود . همه مرا بسی گفتند خود را سنگ روی یخ نکن ولی ما خود را نمودیم .
آن رشته ی لاوانگیز داممهندسی* بود و آن شهرستان نالاوانگیز* زنجان .
حال به اطلاع عموم می رسانم که دامپزشکی رشته مورد علاقه ی من بوده و از آنجا که رتبه مان از خود بسی تلالو در می کرد طمعمان بر آن نرفت و داممهندسی را انتخاب نمودیم که بسی از انتخاب آن خرسندیم .
لازم به تذکر است که ما از آن یکی دانشگاه محترم که آزاد است نیز فارغ گشتیم و شاخ جاسبی را نیز شکستیم و تهران شمال رشته ی زیست شناسی عمومی به در کردیم .
حال 2 مهر عازم زنجانیم تا ثبت نام را به عمل آوریم ، شاید که خدای بر این بنده ی حقیر رحمش آمد و اعتراضمان چربید !!!
خدای را صد هزار مرتبه شکر که امثال اینجانب ...
خدای بر شاخ نشکاندگان* صبر جمیل عنایت نماید .
*داممهندسی : مهندسی کشاورزی _ علوم دامی
*نالاوانگیز : دوست نداشتنی
*شاخ نشکاندگان : کسانی که شاخ را نشکاندند
سلام ،
همش تقصیر این مهـ ــرزادیـ ــوونه ی دیـ ــوونس !
من بی تقصیرم .
همین که به روز نمی شد تقصیر اونه ...
هی بهش می گم :
- مهـ ــرزادی پاشو ، آفرین ، پاشو هم یه آپی بکن هم بیا ببین کیا اومدن ملاقاتت
انگار نه انگار ...
آخرش هم مجبور شدم خودم آپ دیت کنم . اونم چه آپ دیتی .
از اینکه میاید و بهش سر می زنید مُــتُــشَــکِــرم .
اونم خوبه . فقط یه کم شرمساره از اینکه به شماها سر نمی زنه .
بچمون خجالتیه . دیگه روش نمی شه تو روی وبلاگاتون نگاه کنه .
راستی این پست شماره سیزده بود .
شما به نحس بودنش اعتقاد داریند ؟
ها هـــــــا هــــــــــــــــــــا
زت زیادی آوردی بده به من
مهـ ــرزادیـ ــوونه ؟!
تو که اینجوری نبودی
چِت شده ؟
چه مرگته ؟
تو که خیلی قوی بودی ...
یادت نیست همه بهت می گفتن عمو قدرت ؟!؟؟
پس چرا انقدر ضعیف شدی
چرا انقدر تو خودتی
تو یه دیـ ــوونه بودی
یه دیـ ــوونه ی کامل .....
حالا چی شده ؟
- مهـ ــرزادیـ ــوونه : خسته ام . خیلی خسته . اونقدر خسته و شکستم که ...
*
مهـ ــرزاد و مهـ ــربان زاد و نفس
کس ندید چون او کسی دیـ ــوانه کس
وز پس آن چهره ی نیناس گون
باز هم دیـ ــوانگی بینی و بس
*
این شعر رو خودم پارسال 7 اردی بهشت سرودم . دوشنبه شب ساعت 9 و 6 دقیقه .
یه هویی تراوشات این مغز دونه زده در قالب این شعر ظاهر می شه .
جالب بود نه ؟ شرح مهـ ــرزادیـ ــوونه بود !