تبليغاتX
مهـ ــرزادیـ ــوونه
 

سلام

 

علیک سلام !!

 

آره خوبم

 

اینم پیشیای مودب

 

اینا دیگه پشتشونو نکردن

 

آخه گفته بودین ک چ قد بی ادبن

 

منم رفتم از جلو عکسیدم ازشون !!!

پیشیس

نمی دونم این از کجا اومده ولی یه چیزایی شبیه همین چیزاست که می بینید

بر اساس روز تولدتون ، رنگتون و از اونجا مشخصاتتون مشخص می شه .

ادامه ی مطلب رو بخونید

جالبه

تنبلی نکنید ها !!!

من قرمز بودم . شما چی ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه |

 

به به !

 

علیک سلام

 

حال شما تاغچه داره ؟

 

حال ما ک اُوپــِن شده !!

 

اول از همه باید تبریکاتز و تهنیاتز* فراوان رو جهت همون اتفاق خفن اتمیک و هسته ای ک واسه کشور عزیزمون ایــــــران افتاده ، عرض کنم .

 

دوم همه ، برای خیل زیادی از بروبکس سوال پیش اومده بود ک این مواد روان گردان چیه.

 

عرضم ب حوضور حضرات اینه ک :

چیز مهمی نبوده ،

گیر نفرمایید

خودش هم از نوع اِن پیچ

ما در سال های دور ،

از لحاظ ژنتیکی و ارثی معتاد ب ماده ای روان گردان با نام عمومی « قلیون » بوده ایم،

ک برای گرداندن روان خود از حالتی ب حالت دیگر از این ابزار استفاده می کردیم

ک با امروز چندی است ک آن را ترک گفته ایم

 

سوم هم اینکه دوستان عزیزی ک تشریف میارید اینجا ب گوشه ی سمت راست توجه فرموده و لینک درج شده ی خودتان را ملاحظه فرمایید

خوب بید ؟

 

چهارم هم تو اون لینک های پیوندهای روزانه چیزای جالبی هست

کاربرد این پیوندهای روزانه همینه آیا ؟

 

پنجم هم نداریم

ولی خیلی باحالیم

ز : علامت جمع در مکتب مهـ ــرزادیسم

 پیشیز

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه |

 

چ قد به قسمت اعتقاد دارین

 

آقا ! این بابای ما از وقتی ک من سوم ابتدایی بودم قراره ک مارو ببره اصفهان

 

نشد

نشد

نشد

 

شد تا امسال ک بالاخره مثل اینکه شد ک بشه

 

اما چ شدنی !!

 

همین جوری ک هی می شد ک بشه،

ی دو ماهی بود ک همه می گفتن ک می شه

ما هم می گفتیم امسال دیگه حتما دیگه داره می شه ک بشه

 

گذشت

گذشت

گذشت

 

و ما همه سرنشینان دوازده نفری سه ماشین هی فکر می کردیم ک می شه

همچنان روزهای پایانی اسفند می گذشت

و ما فکر می کردیم که می شه ک بشه

 

خلاصه

سرتون رو درد نیارم

چون نشد ک بشه

 

نشد

نشد

نشد

 

تا اینکه واسه خالی نبودن عریضه تصمیم بر این شد که کاشان بشه

جاتون خالی دو سه روزی رفتیم اون طرفا

و بر خلاف همیشه سالم برگزار شد

بدون کشیدن ذره ای مواد روان گردان!!

 

*کاشان

*فین

*قمصر

*گلاب کعبه (پول گرفتم ک واسش تبلیغات کنم، چایی مجججانی میده)

*کاشان

*مشهد اردهال : خیلی خلاصه خدمتاتون عرض می کنم، چون اگه بخوام طول کنم خیلی طول می شه . امامزاده علی بن امام محمد باقر + آرامگاه سهراب سپهری اونجا بود .

مراسم قالیشویان اینجا برگزار می شود. بعد از به شهادت رسیدن علی (اباالحسن،طاهر) فرزند امام محمد باقر ک حوزه ی ماموریتش کاشان، فین و حومه قم و حوالی آن و منطقه ی اردهال بوده است، پیکر بی سر و متلاشی وی را درون قالی غسل می دهند. این مراسم هر ساله در دومین جمعه ی مهرماه (نزدیکترین جمعه به یازده مهرماه که سالروز شهادت آن حصرت به تاریخ شمسی است) برکزار می شود.  گویا هر ساله بعد از شستن قالی، قالی دوباره خونی می شد .

قالیشویان اختصاص ب اهالی فین دارد و ...

*نیاسر

*آتشکده ی ساسانی

*خونه ی خاله

*خونه ی خودمون

 

این بود انشای من

در کل سیزده روز خوبی بود

با اینکه همیشه تو استراحت مطلقم

ولی این سیزده روز باز هم تو همون نوع استراحت بودم

البته بدون دغدغه ی خاطر

امیدوارم زین پس هم همین گونه باشد...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه |