تبليغاتX
مهـ ــرزادیـ ــوونه

 

دیـ ــوونه : می شه ؟

مهـ ــرزاد : نوچ

 

دیـ ــوونه : می شه

مهـ ــرزاد : نه

 

دیـ ــوونه : چرا می شه

مهـ ــرزاد : می گم نمی شه

 

دیـ ــوونه : می شه ها

مهـ ــرزاد : نـــــــــه نمی شه

 

دیـ ــوونه :

مهـ ــرزاد : زر زروو

 

دیـ ــوونه : خوب چی کار کنم؟

مهـ ــرزاد : چی کار کنم نداره

 

دیـ ــوونه : نمی شه ک همین جووری

مهـ ــرزاد : می شه خووبم می شه

 

دیـ ــوونه :

مهـ ــرزاد : تو دیـ ــوونه ای دختر ، درست هم نمی شی

 

سخت داشتیم با هم بحث می کردیم ک یهو پتی پرید وسط

 

پتی : بی خیال بابا ! منو بچسب

مهـ ــرزادیـ ــوونه : الهی من قربونت بچسبونم

 

نتیجه ی اخلاقی : وفاداری چیزی است ک از او آموزیدم

نتیجه ی معنوی : خود را وارد مسایلی ک در آن تخصص نداریم داخل نمی کنیم

نتیجه ی ریاضی : دو دو تا ؟ چهار تا

نتیجه ی شیمی : ب علت کشش سطحی چسبندگی وجوود دارد

نتیجه ی زیست شناسی : پتی سگ است

نتیجه ی عشقولانه : واقعا دوستش می دارم

نتیجه ی دست نیافتنی : ای کاش آدم می بود ولی نه اینگونه می پسندیم

 

نتیجه ی آخر : من کاملا در سطح بالایی از دیووانگی چرخ می زنم

 

حالت خوبه ؟

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 9:59 قبل از ظهر توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه |

 


پتی اینجاست

پیش من

 

می گن همه جا رو نجس می کنه

بی خیال

مهم اینه ک اومده تا دلمو گشاد کنه

چون دلم ی عالمه تا واسش تنگیده بود...


 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 8:26 قبل از ظهر توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه |

 

۵۰

 

دلم ی جوورایی گرفته

 

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 9:32 قبل از ظهر توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه |